قدیمها یه دوستی داشتیم اسمش شیما بود ...
+
خط خطی شده در بیست و دوم آبان 1387زمانی مثل 9 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
در دیار ما، از زمین باران میبارد.
+
خط خطی شده در بیستم آبان 1387زمانی مثل 5 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
راننده زن بود. تا دنده ۱ را ۲ کند، مسافر مرد گفت: چه اشتباهی کردیم ما.
+
خط خطی شده در شانزدهم آبان 1387زمانی مثل 4 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
و باز هم شب یلدا
+
خط خطی شده در پنجم آبان 1387زمانی مثل 7 قبل از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|