برای آنکه فکر نکنم، حرف میزنم؛ زیاد، خیلی زیاد.
در حرفهای ناسنجیده، کلامی یافت میشود که شنونده را میآزارد و یا توهینی که او را دلگیر میکند.
به حرافی عادت کردهام. باید بیشتر سکوت کنم.
+
خط خطی شده در بیست و هشتم خرداد 1387زمانی مثل 5 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
هنوز هم یک نفر سوار بر دوچرخه، در کوچههای باریک ولیعصر به چپ و راست میرود و میگوید: لاحاف دوزیَ
+
خط خطی شده در بیست و سوم خرداد 1387زمانی مثل 8 قبل از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
امید که میرود
دنیا سیاهتر از همیشه میشود.
بیامیدم نکن.
+
خط خطی شده در بیست و یکم خرداد 1387زمانی مثل 2 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
نامه چارلی چاپلین به دخترش:
* تا زمانی که قلب عریان کسی را ندیدی، بدن عریانت را نشانش مده.
* هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان مکن.
* سعی کن قلبت را خالی نگه داری و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی، سعی کن فقط یک نفر باشد. به او بگو تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدایم دوست دارم؛ زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو احتیاج.
* * *
به دلیل ابهام، مطلب حذف شد.
+
خط خطی شده در نوزدهم خرداد 1387زمانی مثل 8 قبل از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
خدا برکت بده.
+
خط خطی شده در پانزدهم خرداد 1387زمانی مثل 6 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
بوی حادثه میآید

+
خط خطی شده در دوازدهم خرداد 1387زمانی مثل 4 بعد از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|
هر جا که باشی،
هر کاری که انجام بدی،
تنهاییت برای خودته؛ ازش فرار نکن.
+
خط خطی شده در یازدهم خرداد 1387زمانی مثل 8 قبل از ظهر :خطاط شیما انتظاری
|