تبليغاتX
نقطه، سرخط
آدم تنها، به خدا نزدیک‌تره.

پس قدر تنهاییت رو بدون

+ خط خطی شده در سی ام شهریور 1386زمانی مثل 8 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

پول که باشه،

طلبیده هم می‌شی

+ خط خطی شده در بیست و نهم شهریور 1386زمانی مثل 11 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

تو با خدا معامله می‌کنی

 

+ خط خطی شده در بیست و هشتم شهریور 1386زمانی مثل 4 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

چند تا از دوستام همیشه دیپرسن، وقتی که باهاشون صحبت می‌کنم،‌ فکر می‌کنند که من خدای انرژی‌ام. همیشه می‌گن خوش به حالت که هیچ غمی نداری. اما نمی‌دونن که رو دلم یک دنیا غمه.

گفت: تنها وقتی که با تو صحبت می‌کنم خودِ واقعیم هستم. می‌تونم روزگارم را بریزم رو دایره و حرف بزنم.

گفت: تو با همه فرق داری؛ حس صمیمیت با تو رو با هیچ کس ندارم.

دیدید؛ بالاخره منم برای یکی مهم شدم

+ خط خطی شده در بیست و هشتم شهریور 1386زمانی مثل 0 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

یک عمر گشت دنبال کسی که بهش اهمیت بده؛

نبود

+ خط خطی شده در بیست و ششم شهریور 1386زمانی مثل 10 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

یک جرعه آب بعد از الله اکبر صبح.

این جوری وسوسه نمی‌شه روزه بگیره.

آخه براش ضرر داره  

+ خط خطی شده در بیست و پنجم شهریور 1386زمانی مثل 11 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

ماه رمضان که می‌رسه, دل آدم یه حال و هوای دیگه‌ای پیدا می‌کنه.

فرقی نمی‌کنه که کی باشی و چه کاره.

فرقی نمی‌کنه که بچه حزب‌اللهی باشی یا نه.

فرقی نمی‌کنه که از بیخ و بن کافر باشی.

انگار تو این ماه همه چیز عوض می‌شه.

ته ته دلت می‌لرزه و دلت واسه خدا تنگ می‌شه.

 آن موقعی که دلت تنگ شد، منم دعا کن

+ خط خطی شده در بیست و سوم شهریور 1386زمانی مثل 1 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

ساعت ۱۲ ظهر

ماه را دیدند

و

امروز شد اول ماه رمضان

+ خط خطی شده در بیست و دوم شهریور 1386زمانی مثل 12 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

به فتوای علما،

همه ساله،

روزه در

روز اول ماه مبارک رمضان مستحب

و در

روز عید فطر واجب است

+ خط خطی شده در بیست و دوم شهریور 1386زمانی مثل 10 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

گاهی یک ضربه لازمه تا به خودت بیای
+ خط خطی شده در بیست و یکم شهریور 1386زمانی مثل 2 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

گاه آنکه ما را به حقیقت می‌رساند

خود از آن عاریست

+ خط خطی شده در بیست و یکم شهریور 1386زمانی مثل 2 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

دلم به اندازه یک دنیا گریه می‌خواد

+ خط خطی شده در بیستم شهریور 1386زمانی مثل 5 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

عاشقی یعنی چی؟

دوست‌داشتن چه معنی‌ای می‌ده؟

بین این و اون چی می‌شه

+ خط خطی شده در نوزدهم شهریور 1386زمانی مثل 11 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

این بار هم نشد،

ان‌شاالله دفعه دیگه

+ خط خطی شده در نوزدهم شهریور 1386زمانی مثل 11 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

اللهم صل علی محمدٍ و ALL OF HIS FAMILI

+ خط خطی شده در هفدهم شهریور 1386زمانی مثل 8 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

چند تا کار انجام شده؟

یکی.

خوبه، ۲۹ تای آخرش مونده

(زبان‌حال گرافیست، دو روز قبل از تحویل کار)

+ خط خطی شده در شانزدهم شهریور 1386زمانی مثل 9 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

کاشکی یک مورچه بودم تا روی بالشتک موس‌پد بخوابم
+ خط خطی شده در پانزدهم شهریور 1386زمانی مثل 4 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

نه من عجله دارم، نه اون.

چرا روزها این همه عجله دارند

+ خط خطی شده در پانزدهم شهریور 1386زمانی مثل 9 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

دوست داشتن حساب و کتاب نداره.

اگه دو دو تا کنی، هیچ وقت عاشق نمی‌شی

+ خط خطی شده در چهاردهم شهریور 1386زمانی مثل 9 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

کاش زندگی CTRL + Z داشت
+ خط خطی شده در سیزدهم شهریور 1386زمانی مثل 10 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

برای اولین‌بار از اینکه ماه رمضان ۳۰ روزه خوشحالم

چرا ۱۰ روز دیرتر شروع نمی‌شه؟

+ خط خطی شده در سیزدهم شهریور 1386زمانی مثل 11 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

پزشک رادیو گفت: مرض گند.

راننده خندید و گفت: ترکه

+ خط خطی شده در دوازدهم شهریور 1386زمانی مثل 9 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

نمی‌تونست بگه مفتح، لهجه داشت آخه.

قرار شد بگه مترو.

سر مفتح و همون مترو پیاده‌ شد.

مسیر تا هفت‌تیر رو هم فهمید.

پیرزن افغانی گفت:یک دنیا ممنون دخترم

 

+ خط خطی شده در دوازدهم شهریور 1386زمانی مثل 9 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

ماشینم فدای سرت

فقط بگو معذرت می‌خوام

+ خط خطی شده در دوازدهم شهریور 1386زمانی مثل 9 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

می‌گه یا زیاد حرف می‌زنی، یا ساکت می‌شینی.

می‌گه حدوسط رو نگه دار.

یکی بهش بگه که من هیچ وقت ریاضیم خوب نبوده

+ خط خطی شده در دوازدهم شهریور 1386زمانی مثل 1 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

مسافرت در تابستان،

سه روز تعطیلی،

۱۰۰ لیتر بنزین.

اینها تعیین می‌کنند که جاده شمال کی شلوغ شود

+ خط خطی شده در ششم شهریور 1386زمانی مثل 3 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

اگه با هم حرف بزنیم دعوامون می‌شه

پس بهتره یک واسطه این حرف‌ها رو برسونه

+ خط خطی شده در ششم شهریور 1386زمانی مثل 3 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

گاز نده

۱۰۰ ثانیه روی عدد ۲ گیر می‌کند

+ خط خطی شده در ششم شهریور 1386زمانی مثل 11 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

۱.

تا حالا شده سنگینی نگاه رو، روی خودت احساس کنی.

همیشه این احساس هم درسته.

به این می‌گن قدرت نگاه.

پس سرت رو بنداز پایین و بر و بر نگام نکن.

نگات عین دریل می‌مونه.

دِ، می‌گم دریل نکن.

 

۲.

به این فکر نکن

مانتو مشکی با مربع‌های سفید

یا

مانتو سفید با مربع‌های مشکی.

آخه مانتوش خاکستری بود.

 

۳.

سایه‌ها در پی چه هستند که چنین قد می‌کشند.

 

۴.

نه، نه، نه، نه.

به این می‌گن قانون نفی و انکار.

+ خط خطی شده در پنجم شهریور 1386زمانی مثل 8 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

برای اولین بار در زندگی کامروا شدم
+ خط خطی شده در سوم شهریور 1386زمانی مثل 6 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

هیس

کولی‌بازی درنیار

آمپول که ترس نداره

+ خط خطی شده در دوم شهریور 1386زمانی مثل 11 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

خدا کریمه رفیق

+ خط خطی شده در یکم شهریور 1386زمانی مثل 10 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  |