تبليغاتX
نقطه، سرخط
تعطیل شد.

+ خط خطی شده در سی و یکم اردیبهشت 1388زمانی مثل 4 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

تو contact list ام یک دوست هم پیدا نمی‌شود که دلتنگی‌ام را برایش بگویم.

+ خط خطی شده در بیست و نهم اردیبهشت 1388زمانی مثل 7 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

از بچه بازی خسته شدم.

از بچه‌ بازی‌هایم خسته شدم.

خدا کند اسمش حسادت نباشد.

+ خط خطی شده در بیست و هفتم اردیبهشت 1388زمانی مثل 12 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

آقاجون رفت.

آرام و بی‌سر و صدا.

جایش خالیه؛ خیلی.

+ خط خطی شده در بیست و نهم فروردین 1388زمانی مثل 7 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

سال نو می‌شود

بسم‌الله

+ خط خطی شده در بیست و نهم اسفند 1387زمانی مثل 6 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

کاش این سال به سرعت بگذرد.
+ خط خطی شده در چهاردهم اسفند 1387زمانی مثل 5 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

روزهای بدی است.

روزگار سختی است.

می‌شود سال که نو شد، من هم نو شوم.

خسته‌ام.

+ خط خطی شده در چهارم اسفند 1387زمانی مثل 5 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

حرف نشنیده مثل اس‌ام‌اس failed شده می‌ماند؛

نباید تکرارش کرد؛

پشیمانی به بار می‌آورد.

+ خط خطی شده در یکم اسفند 1387زمانی مثل 6 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

24 سال گذشت.

+ خط خطی شده در هفدهم بهمن 1387زمانی مثل 8 قبل از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  | 

آدامس خرسی بوی یک دوستی قدیمی را می‌دهد.

+ خط خطی شده در ششم بهمن 1387زمانی مثل 2 بعد از ظهر  :خطاط شیما انتظاری  |